درباره بازاریابی خرد و کلان

#سیستم_بازاریابی را می‌توان به دو بخش خرد و کلان تقسیم کرد. این تقسیم‌بندی به معنای تفکیک کامل این حوزه از یکدیگر نیست، بلکه تمرکز هر حوزه بر مسائل خاصی را بازمی‌نماید. حوزه خرد مسائل #بازاریابی که آن را بازاریابی خرد می‌نامند و بیشتر تمرکز مسائل بازاریابی تاکنون بر آن مبتنی بوده به مباحثی همچون کالا به‌عنوان وسیله‌ای برای ارضای نیاز، مشتریان به‌عنوان خریداران کالاها و خدمات تولیدی، #تبلیغات به‌عنوان عوامل تشویق به خرید محصولات و خدمات، بازار به‌عنوان مکان انجام معامله، قیمت به‌عنوان ارزش بازاری محصولات و خدمات در سطح مسائل و دغدغه‌های شرکت می‌پردازد. درواقع در این سطح، واحد تحلیل ما سازمان و هدف بازاریابی سودآوری برای مؤسسات انتفاعی و یا رسیدن اهداف انتفاعی و در کل تداوم فعالیت‌های سازمان است. البته این بدان معنا نیست که هیچ‌گونه توجهی به مسائل ورای سازمان نمی‌شود. بلکه منظور، تمرکز و جهت‌گیری مسائل به این سمت‌وسو است.

از طرفی در حوزه‌ی کلان بازاریابی که آن را #بازاریابی_کلان می‌نامیم و به‌جز چند دهه اخیر کمتر بدان توجه شده است، به مباحث فرا سازمانی ازجمله مسائل محیطی اخلاقیات مشتریان به‌عنوان یک کل ذینفع تأثیر عملیات سیستم بازاریابی بر محیط تأثیر محیط بر سیستم بازاریابی و … پرداخته می‌شود. البته بازهم این به آن معنا نیست که بازاریابی کلان مسائل سازمان‌ها را موردتوجه قرار نمی‌دهد، بلکه حوزه وسیع‌تری از مسائل از سطح سازمان گرفته تا سطح جهانی را پوشش می‌دهد.

منبع: سایت ان سی سی شاپ

درباره اصول بازاریابی خدماتی

بازاریابی دامنه بسیار گسترده‌ای دارد، طبق تعریف عبارت است از: هر چیزی که به نحوی نیاز یا خواسته‌ای را برآورده سازد و بتواند به شخص، سازمان، انگاره، مکان، خدمت و هر نوع فعالیتی که به‌نوعی این نیاز یا خواسته‌ها را برآورده سازد، اطلاق شود. درنتیجه هرکدام از آن‌ها، نیاز به بازاریابی با مفهوم کامل و ابعاد گسترده آن دارد. سازمان‌های خدماتی که اصول بازاریابی را پذیرفته و طرح‌ها و برنامه‌های را بر پایه عناصر آمیخته و ترکیبی #بازاریابی بنا کرده‌اند، به نتایج مثبتی رسیده‌اند. با توجه به اینکه میزان استفاده از خدمات و اشتغال به کارهای خدماتی در همه جوامع رو به افزایش است، هرچه فعالیت‌های تجاری و اجتماعی پیچیده‌تر، تخصصی‌تر و رقابتی‌تر باشد، بخش خدمات رشد بیشتری می‌یابد و مدیران ناگزیرند برای اداره بهتر سازمان‌های خود در دنیای فعال و پررقابت امروز با اصول بازاریابی خدماتی آشنا شده و از فنون بازاریابی در ارائه خدمات و ارضای نیاز مشتریان خود بهره گیرند.

در #بازاریابی_خدماتی به دلیل نامحسوس بودن محصول، کار بازاریابی کمی دشوارتر از فروش کالاهای فیزیکی است که در هنگام بازاریابی و فروش کاملاً مشهود و محسوس هستند. ازاین‌رو آشنایی کامل #بازاریاب با زوایا و جوانب مختلف محصول امری انکارناپذیر است.

 

منبع: سایت ان سی سی شاپ

درباره فرهنگ‌ برند و برندینگ

#کسب‌وکارتان موجودیتی مستقل نیست بلکه ارگانیسمی پویا و زنده است. برندتان نیز همین‌طور. همسویی نه سازگاری، بنیان و اساس برند زنده و پویا است.

برند زنده و پویا، نمایشی بی‌پایان است و هر شخصی در شرکت یک هنرپیشه است. مردم هر وقت که برند را تجربه می‌کنند، نمایش را می‌بینند و سپس آن را برای دیگران تعریف می‌کنند.

هر همکار و حامی برند، باید یک برندومتر شخصی ضدضربه تهیه کند. هیچ تصمیمی نباید بدون پرسیدن سؤال «آیا این تصمیم به برند کمک می‌کند یا صدمه می‌زند؟» گرفته شود.

اهمیت رو به رشد برند دارای جنبه‌ای مهم است که مورد غفلت واقع‌شده است: آن جنبه آسیب‌پذیری رو به رشد آن است. عرضه‌ی ناکام و شکست‌خورده، افت کیفیت یا شایعات ننگین می‌توانند به اعتبار برند خدشه وارد کنند.

هرچه کار برند به‌طور اشتراکی‌تر انجام می‌شود و افراد بیش‌تری در آن دخیل می‌شوند، امور آن نیازمند مدیریت متمرکزتری می‌شود. عمل برندینگ در آینده نیازمند مدیران ارشد برند قوی است که بتوانند برند را در درون شرکت هدایت و نظارت کنند.

برندینگ فرایندی است که می‌تواند مطالعه شود، تجزیه‌وتحلیل شود، آموخته شود، آموزش داده شود، نسخه‌برداری و مدیریت شود. مستندسازی و انتشار دانش برند و انتقال کل آن به هر مدیر و همکار جدید، وظیفه‌ی مدیران ارشد برند است.

هر دور پیچیدن حول چرخه‌ی برندینگ، از تمایز تا #فرهنگ‌سازی، برند را از تبدیل‌شدن به کالای عادی دورتر می‌کند و به مزیت رقابتی پایدار نزدیک‌تر می‌کند.

منبع: سایت ان سی سی شاپ